|
|
|
|
|
در نوای زندگی سوز از حسین اهل حق ُ حریت آموز از حسین
عش را آرام جان حریت است ناقه اش را ساربان حریت است ---------------- بر زمین کربلا بارید و رفت لاله در ویرانه ها کارید و رفت تا قیامت قطع استبدا کرد موج خون او چمن ایجاد کرد
ای ابا عبد الله حسین ! هیچ تاریخی سزاوار تر از تاریخ تو نیست که عنوان بزرگواری ابدی یابد ُ تو نهالی هستی که در جوبیار معجزه روییدی تا بار دیگر معجزه بیار آری . درخت نیرومند با همه نمایش های دلربای خود همان نهالی است که نیرومند شده . نبوت معجزه ای است که انسان را برای فکر بلند تازه آماده می کند . رسول خدا مردم را برای آدمیت بی آلایش آماده کرد و معجزه خود را با انتها رساند . ای ابا عبد الله حسین ! تو خود را آماده کردی که معجزه ی آدمیت بی آلایش باشی و از این رو اعجاز را با آخر رساندی . رسول ی باید تا معزها را از اندیشه های ناشایسته و خرافات شستشو کند و مصلحی لازم است تا مردان خود خواهی را که خدایی به خود می بندند سرکوب نماید . جد تو همان رسولی است که خدایاتن دروغی خرافات را نابود کرد و تو همان سبط مططفی می باشی که شور خدایی را از سر مردمان خود خواه بیرون کرده ای . زندگی همیشه جنبش است و مرگ آمرامش ولی مرد بزرگ وقتی هم مرد آرام و خموش نمی نماند بلکه از مرکز هستی خود در یک فضای بی انتهاء در جنبش آید تا همه زندگان را به جوش و خروش آرد. ای حسین! .... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان نهايت عزيز
مي دانم از اينكه مدتي است به سراغ شما نيامده ام ناراحت هستيد ولي باور كنيد كه مشغول امتحانات اخر ترم بودم از اين بابت صميمانه طلب بخشش مي كنم اما به زودي با يك مطلب جديد به سراغ شما خواهم امد منتظرم باشيد به اميد ديدار |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیزم .
حال تان چطور است ؟ راستی سال نو بر شما مبارک باد . امیدوارم که سال خوب و خوشی را داشته باشید ، سالی با برکت و توأم با موفقیت در تمام کارها برایتان آرزو می کنم . امسال سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی از سوی رهبر انقلاب نام گذاری شده است ، بنابر این خیلی شایسته است که همه دست به دست هم دهیم و همدل و هم صدا برای ظهور اقای حجه بن الحسن امام زمانمان دعا کنیم . امید است امت اسلام با اتحاد و انسجام کامل در مقابل توطئه های استکتبار ایستادگی کنند و با وحدت کلمه به دفاع از ارزش های اسلامی مبادرت ورزند . به نظر من امسال با توجه به نزول رحمت الهی ، سال خوب و روشنی است ، نظر شما چیست ؟ منتظر نظرات زیبای شما هستم . اگر ممکن است در یک کلمه بهار را توصیف کنید .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام آن كه ملكش بي زوال است
دوستان عزيز سلام فرارسيدن ماه محرم ، ماه ايثار و شهادت و فداكاري و عشق ورزي بهانه اي شد كه بار ديگر بعد از يك وقفه تقريبا طولاني به سراغ شما ياران و همراهان صميمي و نهايت گرامي بيايم و ضمن عرض ارادت مجدد و سلامي گرم با شما باب سخن را بگشايم .
علت غيبت طولاني ام درگيري درس و بحث و امتحانات آخر ترم بود كه فرصت هم صبحتي با شما گراميان را از من گرفته بود ، حال كه فرصتي دست داده و من در تعطيلات ميان ترمي قرار دارم قصد دارم مطالبي را در مورد اين ماه عزيز و از كساني كه مسائل و حوادث اين ماه را خلق كرده اند برايتان بگويم و شما را با گوشه هايي از فداكاري هاي سالار شهيدان حسين بن علي ( ع ) و ياران و همراهان آن حضرت آشنا سازم . گرچند مطمئم هستم كه خود شما از من بهتر به ابعاد مختلف اين حركت الهي آگاهي داريد ؛ بنابر اين اگر مطلبي درج مي شود فقط براي تذكر و محض يادآوري است . آغاز سخن خود را اين سخن انسان ساز حسين ( ع ) قرار مي دهم كه فرمود : مرگ با عزت براي من از زندگي با ذلت بهتر است . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان عزيز مدتي است كه به علت مشغله زياد نتواستم به ويلاگم رسيدگي كنم و مطالب تازه اي در ان براي استفاده شما قرار دهم از اين بابت معذرت مي طلبم .
به زودي انشاء الله به سراغ شما خواهم امد . منتظر باشيد با مطالب مفید و خواندني .
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 3:9 بعد از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه : همیشه این سئوال برایم مطرح بود که چرا بعضی از قوانین به کار بستن آن خیلی زود نتیجه می دهد ولی اکثر آن ها زمان بسیار طولانی نیازمند است و بعضا هم اصلا نتیجه بخش نیستند . یا این که چرا برخی از قوانین به خصوص در امر قضا و قضاوت نسبت به افراد و دادگاه ها و دادسراها و یک نوع جرم و جنایت ، متفاوت است و در جاهای مختلف عمل کرد متفاوت دارد ، با این که همه از یک نوع محتوا برخوردارند ولی نتیجه هر کدام در بخش های مختلف متفاوت است ! این ها و نمونه هایی از این قبیل سئوالات فکرم را به خود مشغول کردند و در نتیجه انگیزه ای شد که در این زمنیه به مطالعه بپردازم و رمز و راز این اختلاف را به دست آورم ، که آنچه شما در ذیل خواهید خواند و از نظر خواهید گذراند نتیجه و حاصل تحقیق و تفحصی است که در این زمنیه انجام گرفته و امید است که مورد توجه و استفاده واقع گردد . و نیز نیک اعتقاد دارم که نوشتار حاضر خالی از اشکال و کم و کاستی نیست که امید است ضمن راهنمایی دوستانه خویش ، منت گذاشته بر نویسنده ببخشایید . جمیع قوانین حقوقی و جزایر برای آن است که حقی باطل و باطلی حق نشود و تمامی کسانی که ذی حق هستند به حق خود دست یایند و حق آنان پایمال نگردد ؛ لذا در این رستا هر چه دم و دستگاه داد گستری و قضایی کوچک و مراحل دادرسی کوتاه تر باشد رسیدن به حق و بازدهی آن بیشتر و مطلوب تر خواهد بود . این مطلبی است که تجربه کاری آن را به اثبات رسانده است . امروزه با این که نهاد ها و ارگان های مختلفی در جهت احقاق حق مردم فعال است و دست اندر کاران مقدری همانند کلانتری ها ، دادگستری ها ،دادگاه ها و کار آگاهان با تجربه ، در این بخش انجام وظیفه می نمایند ؛ ولی مع ذلک رسیدن به حق ، بسیاری از مواقع میسور نشده و متأسفانه حق ناحق و ناحق حق می گردد ؛ که به نظر نگارنده سطور علت اصلی آن عریض و طویل بودن دستگاه قوه قضائیه و تعدد مراحل رسیدگی به یک پرونده است . هر چه این مراحل کمتر و کوتاهتر باشد و رسیدگی با سادگی و بی صدایی بیشتر توأم گردد ، به نظر می رسد نتیجه ی مطلوب تری خواهد داد و رضایت بیشتری حاصل خواهد شد . برای تأیید مدعای خویش استناد می کنم به داستانی در عهد عضد الدوله دیلمی[1] ( قرن چهارم هجری قمری ) تحت عنوان : اذان بی هنگام " بی موقع " برای جا افتادن و درک صحیح داستان ابتدا توضیحی لازم است ذکر گردد : این حکایت مربوط به زمان و دورانی است که فریاد رس و دادخواهی نبوده و مقامات صلاحیت دار مملکت به وظایف خود عمل نمی کردند و از قدرت و مقام خویش سوء استفاده نموده ، برای رسیدن به مطامع و خواسته های خود به زور متوسل می شدند و به این ترتیت حق ضعیفان و مستمندان را پایمال می نمودند . در پی یک حادثه ای که واقع شد از آن به بعد چنین رسم شده بود که هرکسی شکایتی داشت و فریادش به جایی نمی رسید ، در برابر دربار ، بی موقع و بی هنگام اذان م گفت و بدین وسیله دادخواه در مقام عجز و بیچارگی که مرحله فرجام خواهی است از دست ستگر و ظالم به پادشاه تظلم می کرد و ابراز شکایت . اصل داستان از این قرار است که : پاره دوزی دختری داشت بلند بالا و رعنا چون نهال ، زیبا و بی مانند چون فرشته ، طناز و دلبرها چون پری به طوری که داستان وصف او در بلاد آن روزگار بر سر زبان ها افتاد ، از هر سو برای او خواستگاری می رسید ، تا آن که سرهنگ و سرلشکری از سپاه پادشاه از دخترش خواستگاری کرد اما پینه دوزعذر آورد و گفت : مرا با سرهنگ شاه نه زوری است و نه داوری و نه تناسب " یعنی ما کجا و مقامات مملکتی کجا " سردار سپاه عذر را بپذیرفته متوسل به سر نیزه شد و دخترک را به زور به خانه ی خود برد . پینه دوز هر بار و از هر طریق ممکن که برای رهایی دخترش کوشید ، کتک خورد . و چون راه به جایی نبرد روزی از سکویی نزدیک کاخ شاه بالا رفت و بی هنگام " مثلا ساعت 10 صبح " شروع به اذان گفتن کرد ، هر کس که از آن جا می گذشت با تعجب به او می نگریست و رفته رفته گروهی انبوه دور او گرد آمدند و بدین ترتیب هیاهویی بر پا شد . پادشاه پینه دوز را خواست و گفت : اذان گفتن بی هنگام یعنی چه ؟ و مردم را به گرد خود جمع کردن به چه معنی ؟ پینه دوز ستمدیده گستاخانه پاسخ داد : ای پادشاه دادگر به خانه مردم ریختن یعنی چه ؟ و دختر مردم را به زور بردن به چه معنی ؟ آن گاه سرگذشت خود را آن گونه که بود بیان کرد .از آنجا بود که شاه بی درنگ فرستاد سرهنگ را آوردند و پس از آن که از او اعتراف شنید فرمان داد او را دوشقه کردند و به دو جانب معبر بیاویختند و دختر را از خانه سردار بیرون آوردند و به دشت پدر سپردند . پادشاه دادگر گفت : بازهم اگر کسی به تو بد کرد اذان بگوی ، از آن پس فرمان اذان را صادر کرد و همه جا جار کشیدند ، تا حق کسی به هوای نفس باطل نگردد و پایمال نشود [[2]. نتیجه : با دقت دراین داستان به روشنی می توان دریافت که راه های کوتاه در امر قضاوت همواره کارسازتر و نتیجه بخش تر از راه های پیچیده و تشریفاتی است . از طرف دیگر عرض و هدف قانون هم رساندن مردم به حق ایشان است ، پس چه بهتر که ساده و بدون پیچ و خم و تشریفات آن چنانی وضع شوند و با کم کردن از رنگ ولعاب آن ، بر کیفیت و کارایی آن افزوده گردد . وآنگهی تجربه هم این را ثابت کرده است که هر چه مراحل آئیی دادرسی و رسیدگی به پرونده ها کوتاه تر و ساده تر باشد ، سریع تر منجر به نتیجه دهی شده و حل می شوند ؛ علاوه بر آن که مانع اصراف بیت المال ، هدر رفتن ساعات مفید کاری ، صرف نیروی انسانی کمتر و نهایتا صرفه جویی در وقت می گردد . به امید آن روز که قوانین ما با پیمودن کوتاه ترین راه و با کمترین مراحل ، به احقاق حق بپردازند و به واقع مفهوم دادگری در جامعه جامه عمل به تن نماید . [1] یکی از پادشاهان نیکو سیر ایران . 2] نوبخت ، خواندنیها ، سال 25 ، سوم بهمن 1343. همچنین رج شود به پاشا صالح ، علی ، سرگذشت قانون و تاریخ حقوق ، ص 74 ،انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ دوم 1235 . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 10:43 بعد از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدای بخشنده مهربان عنوان : ذلک بان الله هو الحق و ان ما یدعون ما دونه هو الباطل (۱ )
حق به عناوین مختلف تعبیر شده ، از جمله می توان به معانی زیر برای حق اشاره کرد : - راست و درست و بی کم و کاست ؛ مانند وعده حق جل شأنه که حق و راست است . - بهره و نصیب و مال و ملک ، هنگامی که گفته می شود فلان چیز حق فلان شخص است . - دوری از خطا و لغزش و پیروی از صراط مستقیم . - آنچه که با موازین و کمالات مطلوب اخلاق تطبیق کند و آنچه که از روی عدل و انصاف در خور خواستن و رعایت آن ، لازم و واجب باشد. - قدرت یا معصیت یا اختیار و اقتدار و سلطه ای است که برای اشخاص و اجتماعات شناخته شده و بر مبانی اخلاق و دین و قانون و عرف و عادت استوار است ؛ مانند حق حیات ، حق مالکیت و زوجیت ، حق رأی و انتخاب کردن و انتخاب شدن و امثال آن . - ایمنی و نیروی است که از مصدر قدرت و از آداب و رسوم اجتماع بویژه به حکم قانون صادر شود و غایت آن اقدام به کاری یا خودداری از کاری باشد. - توانایی و اهلیتی است که بهره مندی از آن را قانون برای هر فردی شناخته و حدود آن را معین کرده و در برابر تمتع از ان تکالیفی نیز مقرر شده است به طوری که به موجب آن هر فرد و اجتماع می تواند آنچه را قانون برای او مقرر داشته از مجاری قانون بخواهد . - گاه هم حق به معنا و مفهوم تکلیف به کار رفته است ؛ چنانچه امام سجاد ( ع ) در رساله خود معروف به رساله حقوق ، اصل و ریشه حقوق را حقوق الهی دانسته و حقوق دیگران را متفرع بر آن شمرده و به تفصیل در رابطه خلق با خالق و رابطه فرد با همنوع و رابطه انسان با نفس خود ، بحث نموده است و همچنین وظایف هر یک از اعضاء بدن و تکالیف اعضای جامعه را نسبت به همدیگر و نسبت به پیشوا ، به عنوان حق بیان فرموده است ( ۳). به عبارت دیگر می توان گفت : تولید و استیفاء حق ناشی از قواعد حقوقی به اعتبار مطالح و مفاسد اجتماع است . گر چه حق در لغت مفرد حقوق است و لیکن در اصطلاح لفط حقوق به علمی اطلاق می شود که نتیجه آن آشانایی با قوانین است . بنا بر این به طور خلاصه و با توجه به معانی لغوی و اصطلاحی حقوق که جمع حق است ، می توان آن را این گونه تعریف کرد که : عبارت است از مجموعه قواعد قضایی و مقررات و نظامات و اصولی که ناظر به روابط یک جامعه و حاکم بر اعمال و افعال و امور مردم آن است (۴ ). لب مطالب این که حق راهی است که بوسیله آن احتیاجات بشر درهم عجین گردد و یکی شود ؛ حق آن نیست که من هر چه بخواهم بدست آورم و شما هر چه بخواهید بدست آورید و عمرو وزید نیز هر چه بخواهند بدست آورند. حق آن است که همه ما بتوانیم برای این که با خرسندی و رضا در کنار هم زندگی کنیم ، آنچه را که همه واقعا در زندگی اجتماعی بدان نیازمندیم بدون ظلم و تعدی و اجحاب به دیگری بدست آوریم . به نظر می رسد که عالی ترین وظیفه هر فرد آن است که منافع مشترک را در تمام امور، در حوزه اخلاق ، فرهنگ ، علم ، صنایع ، امور بین الملل ، در زندگانی خانوادگی و... در نزدیک ترین روابط دوستی تشخیص دهد و به توسعه آن همت بگمارد آن وقت است که حق محقق و اعمال خواهد شد . به توجه به تعریف حق و قطع نظر از اقسام آن که به حق الله ، حق الناس ، حق نسبی ، حق مطلق ، حق منجز ، حق معلق ، حق عینی ، حق دینی ، حق دایم ، حق موقت و عناوین دیگر تقسیم شده است ، اصولا باید دانست که حقیقت حق چیست ؟ و چگونه حق تشخیص داده می شود ؟ حق فطری است یا وضعی ؟ حق مولود قانون است یا قانون مولود حق ؟ اگر گفته شود که قوانین موضوعه در همه جای دنیا زائیده حق و برای تسجیل حق است ؛ باید پرسید از چه رو قوانین مختلف و متضاد در کشورهای مختلف جهان به عنوان حق وضع کرده و می کنند ؟ و حال ان که حق و حقیقت یکی است و نظام عالم لایناهی بحق آفریده شده و به حق پایدار است . ضمن این که این نکته را نباید فراموش کرد که یکی از محققین خارجی گفته : آنچه دریک عصر معین نزد ملتی حق بوده ، در عصر دیگر و نزد ملت دیگر باطل جلوه کرده است و آنچه را فرهنگ قومی باطل دانسته ، فرهنگ قوم دیگر کامل احق تلقی کرده است . نتیجه : از آنچه گفته آمد این مطلب حاصل می گردد که اگر در تمام امور حق رعایت واعمال گردد ، ثمره اش این می شود که برای جامعه انسان های قوی با دل های بزرگ و ایمان واقعی و دست های آماده به خدمت بوجود خواهد آمد ؛ مردانی پدید خواهد امد که شهرت و مقام آنان را به خاک هلاک نیفکند ، مردانی که به زرو سیم خود را نفروشند ، مردان با عقیده ، مردان با اراده ، مردان شرافتمند ، مردانی که دروغ نگویند و مردمان خود را فریب ندهد ، مردانی بلند همت که در ایفاء وظایف اجتماعی و در عالم اندیشه ، تاجی بسان آفتاب جهان تاب بر سر نهند و بالای محیط مه آلود زندگی کنند و برای همیشه در دل تاریخ بعنوان انسان های وارسته و شایسته نور افشانی نمایند (۵ ). منتظر نظریات راه گشای شما هستم . پی نوشت ها : 1 سوره حج ، آیه 61 و سوره لقمان ، آیه 29 . 2 ملا صدرا ، اسفار ، ج 1 ، ص 18- 20 . 3 تحف العقول عن آل الرسول ، تصحیح علی اکبر غغاری ، صص 255 – 272 . 4 پاشا صالح ، علی ، سرگذشت قانون ، ص 51 . 5 علامه سنجگی ، محمد ، احکام الاسلام ، کلیات عقود و ایقاعات ، چاپ دانشکده حقوق ، شهریور 1341 ، ص 128-130 و همچنین ر ج شود به رساله فی حقیقه الحق ، در حاشیه مکاسب شیخ انصاری ، به قلم شیخ محمد حسین کمپانی .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا همان گونه که در منشور سازمان ملل متحد آمده است ، هدف اصلی و اولیه شورای امنیت سازمان ملل ، پاسدای از حیثیت ذاتی و شخصیت هر فرد و رفع تبعیضات و بی عدالتی ها در جوامع عضو می باشد. و این نهاد مستقل و عاری از هر گونه اعمال نفوذ و دخالت قدرت ها معرفی شده است و به عنوان یک حکم مورد قبول همه ی کشور های عضو ثبت گردیده است . این بدان معنا است که همواره در قضایای پیش آمده در سطح دنیا باید به طور بی طرف داوری نماید و جلو تعدیات و زورگویی های قدرت های متجاوز را با تصویب قطع نامه ای فوری بگیرد و از ضایع شدن حقوق انسان های بی گناه و مورد ستم واقع شده ، جلوگیری نماید و در این مورد تحت فشار هیچ قدرتی قرار نگیرد و حیثیت خود را به عنوان یک سازمان بی طرف و تعدیل کننده حفظ نماید . اعضای سازمان ملل تعهد کرده اند که احترام وپاسداری از حقوق بشر رادر سراسر جهان وجهه همت خود سازند و چنانچه کشوری در این زمینه کوتاهی کند باید جواب گوی اعتراض سایر دول باشد . ولی مع الأسف نمونه های زیاد و فراوانی از تجاوزات بحقوق بشر و آزادی های اولیه او به چشم می خورد. هنوز تبعیضات بر پایه نژاد، زبان ، جنس یا مذهب وجود دارد . هنوز حق برده فروشی و برداری در بعضی نقاط رایج است . هنوز آزادی فکر ، آزادی عقیده و مذهب ، آزادی بیان و آزادی نشر همه جا کاملا تضمین نشده و هنوز دربعضی نقاط دنیا تبادل اطلاعات اسمی بی مسمی است . هنوز حق آموزش و پرورش همه جا جاری نیست و همه از آن بهره مند نیست . هنوز برابری تمام انسان ها دربرابر قانون ضمانت اجرایی ندارد واز این بابت تبعیضات بی داد می کند هنوز دست یابی به کار برابر برای همه اقشار جامعه در بسیاری از کشورهای دنیا میسر نشده است . هنوز حق تظلم و داد خواهی از ظالم در جوامع بشری به صورت یک قانون همگانی و مسلم درنیامده است . و هزاران هنوز دیگر در زمینه های همانند ؛ امنیت اجتماعی ، آزادی ایاب ذهاب ، سهولت نقل و انتقال داخلی ، عدم تعرض به غیر نظامیان و عدم تعرض به کشورهای دیگر و... به خود جامه عمل نپوشیده است و مردم دنیا از بابت آنها رنج می برند . آری متأسفانه آن گونه که در منشور آن آمده است عمل نمی شود و این بدان جهت است که کشورهایی به اصطلاح بزرگ و قدرت مندی وجود دارند که دارای امتیازات مخصوصی هستند و با اعمال نفوذ وفشار در مواقع لزوم با استفاده از آن امتیازات ؛ مثل حق وتو جلو تحقق اهداف سازمان ملل و شورای امنیت را می گیرند و نمی گذارند که جامعه ملل به سوی آن اهداف انسانی خود گام برداشته و اقدامات و تصمیمات لازم را اتخاذ نمایند و بدین ترتیب اهداف شوم خود را پیاده می کنند ؛ چنانچه همه دنیا در قضیه حزب الله لبنان با رژیم صهیونیستی اسرائیل شاهد آن بود که چگونه آمریکا و قدرت های طرف دار آن رژیم غاصب ، با حمایت غیر عادلانه ی خودشان مانع شدند و شورای امنیت را مدت ها به سکوت واداشتند که حتی در حد محکومیت آن تجاوزات و حملات وحشیانه به مردم بی گناه و غیر نظامی ،اظهار نظر نکرد . اگر سازمان ملل متحد زیر سلطه قدرت های بزرگ واقع گردد " که است " و در مواقع لزوم به اقدام علیه متجاوز نپردازد و اقدامات لازم را مبذول ندارد ، قطعا حیثیت و اعتبار آن از بین خواهد رفت و آن سازمان را از یک سازمان مدافع و حافظ حقوق بشر ، به یک نهاد بی خاصیت و بازیچه ی ابر قدرت ها مبدل خواهد کرد که این برای دنیای امروزی یک فاجعه خواهد بود ؛ کما این در قضیه لبنان این گونه شد و در سایه تعلل ، خون هزاران انسان بی گناه ریخته شد و میلیاردها دلار خسارت مالی به کشور لبنان و مردم جنوب آن کشور وارد آمد و بسیاری از زیر بناهای اقتصادی و فرهنگی آن کشور ویران شد ؛ که این خود لکه ننگ بزرگی در کارنامه شورای امنیت ملل متحد محسوب می شود و اعتیار آن را زیر سئوال می برد . این جاست که نمایان می شود که این سازمان چه قدر از اهداف ترسیم شده ی خود دور افتاده ، گویا آن را فراموش کرده و ماهیت خود را از یاد برده است . البته این نیست جز به جهت دخالت و اعمال نفوذ قدرت های استکباری و سلطه طلب . آری این خاصیت و ویژیگی همه ی قدرت های حاکمه است که برای رسیدن به مقاصد شوم خود ، از روی جسد هزاران انسان بی گناه ؛ کودکان و زنان و سالخورده گان و... می گذرند بی آن که لحظه ای احساس گناه و شرمساری و ندامت نمایند . و در این میان می کوشند هر نهاد و سازمانی که مانع و سد راه آنان گردد با هزاران نوع ترفند آنان را از سر راه خود بردارند و یا آنان را نه تنها با خود همراه سازند که مؤید اعمال خود نمایند و اقدامات خود را مستند به اذن آنان نموده مشروع جلوه دهند و در جهت حمایت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم و بی عدالتی معنا و تفسیر نمایند ؛ همانند آمریکا که امروز هر کاری که در سطح دنیا انجام می دهد و هر روز در هر گوشه و کناری خون انسان های بی گناه را می ریزد و خانه های آنان را ویران می کنند و منابع آنان را نابود کرده ، تاراج می کند ؛ می گوید در جهت مبارزه با تروریسم و عدالت گستری است و تمام کارهای خود را با این بهانه واهی توجیه می کند ؛ در حالی که خود درواقع بزرگترین تروریسم مردمی و دولتی است و به فرموده معمار بزرگ انقلاب اسلامی ایران فقیه فرزانه حضرت امام خمینی " ره "( شیطان یزرگ است ) البته ازشیطان جز این انتظار داشتن خطا است ؛ لذا بر ملت های دنیا به خصوص کشور های اسلامی است که بیدار شوند و چشمان خود را باز کنند و این جنایات را ببینند و نگذارند که این شیطان بزرگ بیش از این به شیطنت خود ادامه دهد و منابع انسانی و طبیعی آنان را ویران و نابود کرده و به یغما ببرد و به اعتبار آنها صدمه زده و استقلال آنان را مخدوش نمایند . وقت آن رسیده است که این زالو را از گرده ی خود پایین بکشند و به آسایش آن نقطه پایان بنهند و نگذارند بیش از این فربه شود . برای روشن شدن این که قدرت های بزرگ همانند آمریکا و... هیچ گاه به فکر ساختن زندگی دیگران نیست و همواره بدنبال مقاصد و اهداف و منافع شوم خود هستند ، و ادعایشان گزافی بیش نیست ؛ خوب است نگاهی به کارنامه چند ساله حضور آمریکا در دو کشور افغانستان و عراق بیندازیم که به بهانه مبارزه با تروریسم و نجات و رهایی مردم آن سامان ، به خاکشان تجاوز کرد . هر روز ملاحظه می شود که در آن دو کشور چه می گذرد و چه اتفاقاتی می افتد ، آیا مردم آن دیار نجات یافتند و تروریسم ریشه کن شد ؟ آیا آبادانی و ساخت و ساز در آن کشورها رونق گرفت و زیر بناهای اقتصادی و فرهنگی و... آنان بهبود یافت و سر و سامان گرفت و مردمان آنان ، آن روزها یی را که داشتن یک لحظه آن برای شان حسرت شده بود ، باز یافتند و چشمانشان به یک خواب راحت رفتند ؟ یا نه بالعکس بدبختی و بیچاره گی با یک چهره جدید و شوم تر به سراغ آنان آمد و بود و نبود آنان از بنیاد هدف واقع شد ؟ در افغانستان بعد چند سال چرا هنوز زندگی مردم درست نشده و آبادانی به سراغ آن کشور نیامده است ؟ چرا زیربناهای اقصتادی و فرهنگی و علمی آنان بهبود نیافته است ؟ که زیر بنای فرهنگی آنان ویران شده و با سرازیر کردن انواع نرم افزارهای مبتذل و فعال کردن ایستگاه های متعدد رایویی ، تلویزونی و راه اندازی انواع مجلات و روزنامه در عرصه مطبوعات ، نبیاد های فکری و مذهبی مردم و به خصوص جوانان و نوجوانان و اطفال و قشر محروم مورد هدف قرار گرفته و دارند اعتقادات مردم را نابود می کنند که سرمایه اصلی یک جامعه اسلامی است ، اگر اعتقادات نابود شد دیگر پیاده کردن سایر اهداف آسان خواهد شد و خرجی دربر نخواهد داشت و آن وقت است که با آسانی و بدون هیچ مقاومت و اعتراضی هر محصولی که داشتند وارد می کنند و هر گونه که دلشان خواستند اقدام می نماید بخصوص با سوء استفاده از وضعیت اقصادی و محرومیت ملت ؛ این است که به جای ساخت زیرساخت های اقتصادی کشور ، کشوری که اکثر مردمان آن به نان شب خود محتاج است ،با ارائه انواع محصولات فرهنگی و شهوانی ، اول اعتقادات جامعه را مورد هدف قرار داده اند و این کار را با یک ظرافت خاصی انجام می دهند و بدون این که افکار مردم عادی افغانسان را که مردم مسلمان و معتقدی هستند به ظاهر جریحه دار نمایند با صرف ملیاردها دلار انجام می دهند . در این جاست که نقش اصلی قشر فرهنگی و تحصیل کرده افغانسان اعم از علما و روحانیون و دانشجویان و روشن فکران دلسوز کشور ، اهمیت خود را نمایان می کند و آن را مضاعف می نماید ؛ لذا بر این افراد است که با راهنمایی خود و با مبارزات اصولی خودشان جلو تحقق اهداف شوم دشمن را بگیرند و نگذراند این ملت مظلوم و دربه در بیش از این که هست بدبخت تر شود و سرمایه اصلی آنان که همان اعتقادات و باورهای دینی آنان است از بین برود که در آن صورت مقصرین اصلی ما خواهیم بود . امروز به عقیده نگارنده ، روز انجام وظیفه است و وقت آن فرا رسیده است که ما قشر فرهنگی دین خود را به این ملت مظلوم اداء نماییم و نگذاریم که یک باردیگر آنان قربانی شوند که دیگر حسرت خودرن و سرزنش کردن خود سودی نخواهد داشت . در مورد عراق توجیه آمریکا از حمله به آن کشور ، سرنگون کردن رژیم بعثی صدام بود و نابود کردن صلاح های هسته ای عراق ، که هدف اول آن یعنی سرنگونی صدام محقق شد ؛ گر چه در مورد ادعای دوم رسوا شد ولی اینک سؤال این که با تحقق یافتن هدف دیگر چه دلیلی وجود دارد که آمریکا و هم پیمانان او در عراق بمانند ؟ حالا که عراق خود دارای دولت منتخب ملت است چه بها نه ای برای بقا دارید ؟ اگر شما می خواستید که ملت عراق را نجات بدهید که دادید ؛ دیگر چه می خواهید چرا کشور را ترک نمی کنید ؟ ملاحظه می شود نه تنها آنجا را ترک نمی کنند که آرامش ملت عراق را از آنان سلب کرده و هر روز ما شاهد کشته شدن دها انسان بی گناه اعم از زن و بچه و پیر و جوان و زن ومرد آن سامان هستیم . دلیل ماندن آمریکا در آن کشور چه می تواند باشد ؟ آیا جز این است که می خواهند منابع آن کشور را غارت کنند و نفت آن کشور را به بهانه های واهی ببرند و با حضورشان در منطقه کشورهای همسایه را تهدید نمایند و بدین ترتیب از آنان زهر چشم بگیرند و تحرکات آنا ها را تحت کنترل و نظارت داشته باشد . و اینک این نقشه ی شوم در مورد لبنان قرار بود اجرا شود اما با یک شیوه ی دیگر ، همان گونه که ملاحظه شد دست استکبار از آستین ننگین اسراییل غاصب بیرون آمد و بر سر مردم مظلوم جنوب لبنان فرود آمد و یک بار دیگر چهره کره و سیاه ظالم را نمایان کرد. اما با لطف و عنایت الهی و مقاومت جانانه و فداکارانه و شجاعانه و مخلصانه رزمندگان دلیر حزب الله و رهبر فهیم و مدبر آن سید حسن نصر الله که نصر خداوند همواره با او باد ، نقش بر آب شد و استکتبار با سرشکستگی تمام مجبور به ترک منطقه و قبول آتش بس گردید و بدین ترتیب از مفتضح شدن بیشتر خود جلوگیر به عمل آورد . آری کشورها استعمارگر این عادتشان است که بعد از تسلط به این آسانی از محل خارج نمی شوند و تا تمام داشته های مردم را نابود نکنند و هزینه های مصرف شده خود را از پوست و خون ملت آن دیار پس نگیرند دست بر نمی دارند . نتیجه: این که متأسفانه امروز با نفوذ و اعمال قدرت این گونه قدرت ها ، سازمان ملل متحد و شورای امینت آن اعتبار اولیه ی خود را از دست داده و دیگر آن کارایی لازم را ندارد و کشورهای ضغیف دنیا نمی توانند روی آن به عنوان یک سازمان و نهاد تعدیل کننده و بی طرف و حل و فصل کننده معضلات جهانی ، تکیه کنند و به امید راهکار آن بنشیند و برای دادخواهی به پیشگاه آن از ظالم تظلم نماید . آری سازمان ملل خوب است ؛ ولی تا زمانی که چنین امتیازخواهی هایی وجود داشته باشد ، دست رسی به اهداف آن تقریبا غیر ممکن و محال به نظر می رسد . بنا بر این لازم است که خود کشورها به حال خودشان فکر کنند و در فکر خود اتکایی در تمام زمینه ها بر آیند و با مجهز کردن خود ، خود برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و جلوگیری از تجاوزات دیگران بکوشند و خود دست مستکبرین را با مجاهدت در تمام زمینه ها ؛ علمی ، فرهنگی ، اقتصادی ، نظامی و سیاسی ، از خاک خود قطع نمایند و ابتکار عمل را به دست گیرند . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:11 قبل از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدای بخشنده و مهربان
اولین کلمه وبلاگ خود را با یاد و نام الله ، خالق کل هستی آغاز می کنم و از او توکل می جویم برای ادامه راه ، همو که فرمود فاذا عزمت فتوکل علی الله . باشد تا نوشته های ناچیز حقیر خدمتی باشد در راه دین و ایمان و روشنایی بخش جامعه و قدمی باشد در راه نشر معارف و معالم اسلام عزیز . چون افتتاح این وبلاگ مصادف شده است با حلول ماه مبارک و میمون شعبان المعظم ، این ماه پیامبر ( ص ) و ماه روز و دعا و نیایش و استغفار ؛لذا به همین بهانه اول از همه حلول این ماه مبارک ، ماه آمادگی برای ورود به ماه مبارک رمضان را به همه دوستان و شفتگان حق و حقیقت تبریک می گویم . و تبریک دوم را به خدمت همه عاشقان اهلبیت و دوستداران علم و ادب ، به مناسبت های مبارک این ماه مخصوصا نیمه مبارک شعبان سال روز میلاد باسعادت منجی عالم بشریت از ظلم و جور و سیاهی و ستم ، عالمی که این روزها مظلومان در آن ستم و بلاها می بینند ، دارم . امید است که همه ما و شما از برکات این ماه بی بهره نمانیم . ذکر هر روز ماه مبارک شعبان : 70 مرتبه استغفروالله و اسئله التوبه است که امید است فراموش نشود . روایت از پیامبر ( ص ) منقول است که هر کسی یک روز از این ماه را روزه بدارد ، بهشت بر او واجب می شود . در فضیلت ماه شعبان آن قدر روایت و حکایت وارد شده است که ذکر همه آن ها در این مقال نمی گنجد ، فقط به عنوان تبرک حدیث فوق ذکر گردید . این ماه دو عمل دارد : یکی عام و دیگری خاص ، جهت ملاحظه آنها مراجعه شود به مفاتح الجنان شیخ قمی (رض) . وسلام |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:9 قبل از ظهر توسط حسین مرادی
|
|
||